خواجه محمد پارسا
مقدمة 39
شرح فصوص الحكم
عقل اول ، كه قلم خداى است ، درياى نور بود ، و فلك اول كه عرش خداى است ، درياى ظلمت بود : به اين قلم خطاب آمد كه برين عرش بنويس ! قلم گفت : خداوندا چه نويسم ؟ خطاب آمد كه هر چه بود و هست و خواهد بود تا قيامت بنويس « 127 » ! قلم بنوشت . « ان الله - تعالى - خلق الخلق » 128 « في ظلمه ثم رشّ عليهم من نوره فمن أصاب من ذلك النور اهتدى ، و من ظلّ فغوى » 129 « » . و اين حديث به صورتهاى زير نيز آمده است « 130 » : اول ما خلق الله العقل اول ما خلق الله القلم اول ما خلق الله نورى اول ما خلق الله الجوهر مراتب وجود در بيان اهل رشاد و كشف غير از دو تجلى كلى فيض اقدس و فيض مقدس ، ذات حق را مجمع البحريني است كه آن عالم غيب و عالم شهادت است « 131 » . تمام تعيّنات عالم شهود است « 132 » و از آن به مقام كثرت تعبير رفته است و عالم ملك نيز گفتهاند كه
--> « 127 » اشارتى است به : جفّ القلم بما هو كائن - در مورد عقايد حكماى الهى و عرفا و بيان اصطلاحات قوم در اين زمينه رجوع شود به جلال الدين آشتيانى ، شرح مقدمهء قيصرى ، ( مشهد ، باستان ) ، ص 48 . « 128 » سخن در بارهء عقل خواه از نظر فلاسفه و حكما و خواه از ديدگاه عرفا سر دراز دارد - براى آگاهى به پاره اى از اين عقايد ، رجوع شود به ، نجم الدين رازى ( دايه ) ، رسالة عقل و عشق ، ص 68 - 70 . « 129 » رك : نجم الدين رازى ، مرصاد العباد ، ص 30 عبد الكريم جيلى ، الإنسان الكامل ( انستيتو ايران و فرانسه ) ، ص 220 سيوطى ، جامع صغير ، ج 1 ص 96 ابن عربى ، فتوحات مكيّه ، ج 2 ، ص 81 . « 130 » عزيز الدين نسفى ، الإنسان الكامل ص 398 - 399 ملا عبد اللَّه زنوزى ، انوار جليه ، به اهتمام جلال الدين آشتيانى ، ( چاپ مك گيل ) ، ص 81 . « 131 » متن : ص 330 ، س 14 ، عبد اللَّه زنوزى ، همان كتاب ، ص 88 . « 132 » متن ، ص 29 ، س 6 .